تبلیغات اینترنتیclose
ظهر ها گریه ام که می گیرد ، تلفن (مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ظهر ها گریه ام که می گیرد ، تلفن می زنم به لبخندت
مشکل من فقط همین شده است ، که بگیرم شماره ی ِ چندت

سر کارت نیامدم اما ، دل من پشت میز زندانی ست
تلفن را خودت جواب بده ، خسته ام از صدای ِ هم بندت

دوست داری که زودتر بروی ، تا بخوانی نماز ظهرت را
صبر کن تا دقیقه ای دیگر ، وقت می گیرم از خداوندت

زندگی ! خسته ام از این تکرار ، قلب من تیر می خورد هربار
گوشی ات را سریع تر بردار ، کلت را وا کن از کمربندت

قطع و وصلی ، دوباره می گیرم ، آن زن بد صدا چه می گوید
عشق «در دسترس نمی باشد» چه کنم با گسست و پیوندت ؟

نه ! عزیزم نمی رسیم به هم ، ۱۱ سال بینمان وقت است
۱۱ ساله بودی آمده ام ، ۱۱ ساله است فرزندت


مریم جعفری آذرمانی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -8 , | بازديد : 86