تبلیغات اینترنتیclose
خورشید را نمی‌بینم آه از نفس که می‌سوزد(مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

خورشید را نمی‌بینم آه از نفس که می‌سوزد

 *

حجمی ندارد ابعادش، خورشید، بس که می‌سوزد
پایین گرفته از بالا، از پیش و پس که می‌سوزد

تقسیم مهربانی‌هاش، ای کاش نا برابر بود
از می‌شکوفد این غنچه، تا خار و خس که می‌سوزد

از سوختن نمی‌کاهد از آسمان چه می‌خواهد
دارد هوای آتش را، در این هوس که می‌سوزد

با تارِ تا ابد نورش، با ضرب‌های تنبورش
با هرکسی که می‌سازد با هیچ‌کس که می‌سوزد

من یک غروب غمگینم دارم ستاره می‌چینم
خورشید را نمی‌بینم آه از نفس که می‌سوزد

 


مریم جعفری آذرمانی 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -4, | بازديد : 171