تبلیغات اینترنتیclose
از زندگی چه می‌دانیم تا جانمان به نان (مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

از زندگی چه می‌دانیم تا جانمان به نان بسته‌ست

 *

یا پا برای رفتن نیست، یا راه کاروان بسته‌ست
از آرزو عقب ماندیم، بر ما، درِ زمان بسته‌ست

از روحمان چه می‌خواهند پیغمبرانِ بی‌لبخند
اين خانه‌ها پر از سقفند پس راه آسمان بسته‌ست

خون از خشونتش جاری، از جنگ‌های تکراری
دیگر چه می‌تواند گفت؟ گرگِ بشر، زبان‌بسته‌ست

آن منجیان رویایی خوابند و ما نمی‌بینیم
وقتی که چشممان باز است وقتی که چشممان بسته‌ست

در اين جهان مرگ‌آيين، بهتر که سوّمی باشیم 
از زندگی چه می‌دانیم تا جانمان به نان بسته‌ست

 


مریم جعفری آذرمانی 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -4, | بازديد : 169