تبلیغات اینترنتیclose
زن چه می‌کند با تکه استخوانی، مانده (مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


زن چه می‌کند با تکه استخوانی، مانده در گلویی

*

 ـ گفته بود بنْویس... از چه می‌نوشتم با چه آرزویی
ـ تو زنی و سخت است روسپیدی‌ات را با غزل بگویی

خانه‌ی تو بیت است، واژه هم اتاقت، قافیه دری قفل
وزن روی دوشت، هر غزل، سلوکی در هزار تویی

بی‌زمان دویدم، بی‌مکان نشستم، جوهری به دستم
تا غزل بپاشم، روی‌تان بگیرد، از من آبرویی

ریشه ریشه شعرم، شاخه شاخه انگشت، دیگران بگویند:
می‌نوشته بر آب، یک درخت بی‌برگ، در کنار جویی

فارسی: دل من، در شب سکوتش، خفته بی‌هم‌آغوش
یا زبان مردی‌ست، در دهان یک زن، گرم گفتگویی

خشک شد زبانت، تا فرو ببلعم، سرفه‌های ممتد
زن چه می‌کند با تکه استخوانی، مانده در گلویی

 

 

مریم جعفری آذرمانی 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -4, | بازديد : 203