تبلیغات اینترنتیclose
تاکه سربه روی پیکرم گذاشت(مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


مادرم وطن بگو
 
*

تاکه سربه روی پیکرم گذاشت جزقلم،سری به دست من نبود
هیچ درد سر نداشتم، اگر این زبان سرخ در دهن نبود

دست بی اجازه‌ی پدر، بلند وای از زبان تلخ مادرم
کاش در زبان مادری‌ی من زن بنِ مضارعِ زدن نبود

مادرم وطن بگو کدام دیو بچه‌هات را به مرزها فروخت 
مادرم وطن بگو پدر نبود آن‌که هرگز اهل این وطن نبود

پای حجله‌های خون، برادرم پاش را فروخت یک عصا خرید
او بدون پا به جشن مرگ رفت بس که هیچ پای‌بندِ تن نبود

توي واژه‌نامه جای جنگ: ننگ می‌نویسم و ضمیمه می‌کنم: 
یادگار آن غرور له شده غیر از این پلاک و پیرهن نبود

زندگی بلای بودن من است مرگ، جشن جاودانه بودنم
تا همیشه خواب می‌شدم اگر ترسی از دوباره پاشدن نبود

 


مریم جعفری آذرمانی 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -4, | بازديد : 89