تبلیغات اینترنتیclose
چشم را وا نکنی (مریم جعفری آذرمانی)
پیچک (مریم جعفری آذرمانی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


از کتاب هفت :

چشم را وا نکنی
تا تماشا نکنی
بلکه حاشا نکنی
بکنی یا نکنی،
درد، درد است پسر!

در به ‌درتر شده بود
بس که مادر شده بود
پیِ خواهر شده بود
کار، دیگر شده بود
پس کجا بود پدر؟

راه، بن‌بست که نیست
نه کسی هست که نیست
هیچ‌کس مست که نیست
دست در دست که نیست
نیست جز حکمِ خطر

خانه کوچک شده است
جای هر شک شده است
خنده شکلک شده است
فصلِ دلقک شده است
پس بخند و بگذر

درد، پنهان‌تر از این؟
زخم، سوزان‌تر از این؟
شر، فراوان‌تر از این؟
مشکل، آسان‌تر از این؟
باز، دندان به جگر

خنده، فرسوده‌ی اشک
رود، پیموده‌ی اشک
ابرها توده‌ی اشک
پس به فرموده‌ی اشک
گریه دریاست مگر؟

کینه بر سینه سوار
مرگ، در گشت و گذار
باد، در حال فرار
خاکِ خورشیدْتبار
از شبیخون شده تر

صورتِ سردِ خیال
آرزوهای محال
گفتنِ شعر، ملال
شرحِ این قال و مقال
باز بنویس از سر:

چشم‌ها یکسره پوک
آستین‌های چروک
سرزمینی متروک
مرد، مشغولِ سلوک
از حقیقت چه خبر؟

 

 

مریم جعفری آذرمانی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مریم جعفری آذرمانی -7 , | بازديد : 114